روشن بمهر کن دل بی کینهٔ مرا
وز تاب چهره آب ده آئینهٔ مرا
تسبیح زلف یار شود سوده در شمار
گیری حساب اگر غم دیرینهٔ مرا
فرق از دکان خود نکند پیر میفروش
در جوش داغ بیند اگر سینهٔ مرا
خمها شود ز باده ممزوج پر اگر
شویند خشت مسجد آدینهٔ مرا
کین منآتشی است نهان در دلسپهر
بر دل گره مزن فلکا کینهٔ مرا
ضعفمبدان رسیدکه خواندرسولعشق
معراج پایه سینهٔ پر زینهٔ مرا
خیزد بجای دود بخار شراب اگر
آتش زنند خرقهٔ پشمینهٔ مرا
یاقوت و لعل او همه لخت جگر شود
کاوند اگر جواهر گنجینهٔ مرا
«طالب» منم که حسرت چشم و دهان یار
بادام و شکر آمده لوزینهٔ مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.