امید رفته بکوی توام چو از سفر آید
بهرقدم که رود حسرتیش براثر آید
بوعدها ز تو خرسند گشته خاطر ترسم
که روز مرگ من از وعدهٔ تو بیشتر آید
من و زیارت کوئی که پای دیده براهش
اگر بسنگ برآید بسنگ سرمه بر آید
نگاه خشک لب آید برون ز دجلهٔ چشمم
چو ماهیی که ز سر چشمه سر آب بر آید
نسیم وصلی و راه مشام وعده بیوئی
مگر دمی که ز تن جان انتظار بر آید
بآزمایش اگر خستگان غمزهٔ او را
دهان زخم بیوئی نسیم نیشتر آید
بشعر ناقص خود زآن بود توجه «طالب»
که طفل زشت چو یوسف بدیدهٔ پدر آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.