گاهی که لبت چاشنی راز فروشد
آب نمک سحر بهاعجاز فروشد
من کشتهٔ چشمی که دوعالم دل ودین را
هر دم به ادائی خرد و باز فروشد
پرسوخته مرغی که رسد از چمن عشق
در جلوه بطاوس حرم ناز فروشد
هر نغمهٔ عیشی که زند از دل ما جوش
شیون بلب زمزمه پرداز فروشد
فریاد که در راه طلب مقصد ما نیست
آن راه که انجام به آغاز فروشد
جزدیدهٔ حسرتکش عاشق نتوان یافت
مرغی که ببال و مژه پرواز فروشد
«طالب» ره ما بادو جهان ذوق خموشی
آوازه بمرغان خوش آواز فروشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.