از تو دورم دور جا در خلوت گورم خوش است
چون تو نزدیکم نیائی جان ز تن دورم خوش است
خسته خواهم خویش را میلم سوی بهبود نیست
طالب مرهم نیم با زخم ناسورم خوش است
بسکه عاشق بافغانم چون رگ قانون و چنگ
همزبان روز و شب با تار طنبورم خوش است
نیست آتش مشربان را الفتی با آب و من
گرچه آتش مشربم با آب انگورم خوش است
دور و نزدیک مرا فرقی نباشد در میان
پرتو شمعم که هم نزدیک و هم دورم خوش است
در غم و شادی تصرفهاست چون «طالب» مرا
هم نوای ماتمِ و هم نغمهٔ سورم خوش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.