غیر می هرچه کنم نوش و بال است مرا
می اگر خون فرشته است حلال است مرا
من و باز آمدن از نشأهٔ مستی هیهات
این تصور ز خیالات محال است مرا
چون ننالم که جدا از بروی آن مه شب عید
مو بمو زخمی شمشیر هلال است مرا
بسکه چشم از گل رخسار تو بر خورشیدست
شام هجران بنظر صبح وصال است مرا
زهرها بر لب از آن خندهٔ شیرین دارم
تلخی طعم سخن شاهد حال است مرا
پرو بالم بهزاران شکن آراسته است
گوئی از زلف عروسان پرو بال است مرا
عشقباز رخ مجموعهٔ خویشم «طالب»
نقطه و حرف بجای خط و خال است مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.