مستم و گستاخ بوسی زآن دهن خواهم گرفت
وز لبش در بوسه کام خویشتن خواهم گرفت
بیسبب چون طوطی خوشلهجه خامش نیستم
عقل میداند که سامان سخن خواهم گرفت
دارم از دیوان حسن او خط سبزی بدست
باج رعنائی ز شمشاد چمن خواهم گرفت
خاک کنعانم که میچینم گل امداد بخت
از نسیم بخت بوی پیرهن خواهم گرفت
گر فلک زینگونه خواهد بود با من چیرهدست
پای تا سر همچو زلف او شکن خواهم گرفت
ساختن چون شمع خاموشم بجامی ابلهی است
من که چون پروانه کام سوختن خواهم گرفت
«طالب» از غیرت شهیدان نگاهش را بحشر
که گریبان گاه دامان کفن خواهم گرفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.