ای گل بهار حسن ترا بوی دیگر است
آب حیات لعل ترا جوی دیگر است
عاجز بود ز وزن تو میزان مهر و ماه
سنجیدن تو کار ترازوی دیگر است
نی دام صید سایهٔ او کردنی کمند
مشکین غزال چشم تو آهوی دیگر است
دارد هزار جان جهان زیر پرده لیک
هر روی او سیاهتر از روی دیگر است
ای شانه چون بری بمیانش پیام زلف
دست از نسیم ساز که آن نموی دیگر است
مژگان او کشیده دلم را بزیر تیغ
موقوف یک اشارت ابروی دیگر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.