پر گو هر از تکلم او گوش شکر است
تبخاله نیست بر لب او جوش شکر است
تا شکرش مگس نپذیرد ز بهر غیر
خطش ز برجدیست که سرپوش شکر است
شیرین ادا تر است بچشمم ز جان مگر
آن طفل شوخ تکیه گهش دوش شکر است
ذوقش بمن حلال که گفتار تلخ او
زهر است زهر لیک هم آغوش شکر است
«طالب» هزار گوهر جان میکند نثار
بر حلقهٔ دهانش که در گوش شکر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.