گنجور

 
طالب آملی

گر بوی تو با نکهت گل یار نمی‌گشت

بلبل بچنین روز گرفتار نمی‌گشت

ور شوق تو آرام نمیبرد ز موسی

در یوزه‌گر نعمت دیدار نمی‌گشت

بلبل بسرا پردهٔ گل بار نمی یافت

گر بوی تو خضر ره گلزار نمی‌گشت

گردیده‌گمان شب هجران تو میداشت

میگشت تهی لیک بیکبار نمی‌گشت

گر مست محبت قدری حوصله میداشت

میمرد وزن «طالب» هشیار نمی‌گشت

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی