چون شاخ گل ز بار سراپا شکفته است
گلچین ز باغ صحبت او ناشکفته است
میآیدش نسیم صبا در نظر غریب
این گل بباد مروحهگویا شکفته است
سامان سیرگلشن و میخانه کن که باز
میها زلال گشته و گلها شکفته است
پر خوشدلم بدانکه گلستان خاطرم
صدجای ناشکفته و یکجا شکفته است
دارم ز گل نصیبی و وز غنچه قسمتی
یعنی رخم شکفته و دل ناشکفته است
«طالب» عذار داغ جنونت سیه چراست
اینگل مگر زگلشن سودا شکفته است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.