سرم نشیمن سوداست تا هوس باقیست
دلم خزانهٔ غمهاست تا نفس باقیست
ز شوق روی تو در خاک میپرد چشمم
هنوز قوت پرواز این مگس باقیست
معاشران همه رفتند و جستجوی کنید
کزین گروه سفر کرده هیچکس باقیست
دلم نماند و فغان ماند یادگار دلم
جرس بیاد شد و نالهٔ جرس باقیست
متاع اهل محبت ندیده روی رواج
هنوز گرمی بازار بوالهوس باقیست
گذشت عافیت و ماند رنج دل (طالب)
بساط گل همه برباد رفت و خس باقیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.