منم که آب طرب شعله در مزاج منست
شوم چو تشنه تباشیر غم علاج منست
ز شوخی آنکه برنگ گل و نسیم بهار
همیشه نیش نزاکت زند مزاج منست
رسید شدت نیش درون بمعراجی
که رشح آب خضر ریزهٔ زجاج منست
من و تصور دیهیم خسروی هیهات
کلاه فقر مبارک مرا که تاج منست
مراست مرتبه در پایهٔ که استغنا
نظر بهمت من کرده احتیاج منست
غم کسادی بازار کی خورم «طالب»
نفاست گهرم مایهٔ رواج منست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.