آسمان از شومی این ناله شیون دشمنست
هر که زخمی خورده از سنگی فلاخن دشمنست
در کنار اشک میرقصم ز شوق حب آه
تا نیندازی که گلشن دوست گلخن دشمنست
دل بمهر غمزه مشق کین زند با زلف یار
هر که پیکان دوست شد تا چارجوش دشمنست
آفت انگیزست جمعیت گناه برق نیست
مور هم در حد ذات خویش خرمن دشمنست
زخم عاشق بر نتابد ناز مژگان طبیب
شکل مو خنجر شمارد آن که سوزن دشمنست
ما و دشمن دوستی، این رسم رسم تازهایست
ورنه هر مو بر تن ایام دشمن دشمنست
کاروان اشک «طالب» بار مژگان افکند
دوش دشمن دوست بود امروز دشمن دشمنست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.