ایدل از دفتر انصاف روان کن ورقی
حیف باشد که دراین علم نخوانی ورقی
چون ز حق فیض رسیدت بکسان فیض رسان
مخور آبی که درآن ریخته باشد عرقی
یارب آن کنج دهنگاه تبسم بچه طرف
از شکر دامنی افشاند و از گل عرقی
رقم زلف خود از دیدهٔ من محو مساز
که هنوزم ز حیاتست گمان رمقی
چند ناحق بود از قول همانا «طالب»
عهد کردی که بزانی بزبان حرف حقی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.