ای دل ز خاکی عاقبت، آتش نمائی تا بکی
چون بادبان کودکان، سر در هوائی تا بکی
در آفتاب عشق او پرتو نمیبخشد هلال
ای عقل ماه نو نئی این خود نمائی تا بکی
ای درد عشق از دوستان داری نشانها بر جبین
بر آشنا روئی نما نا آشنائی تا بکی
دل چون شکست از دست شد پیوند نپذیرد گر
اسناد تقصیر اثر از مومیائی تا بکی
چون رفت محمل از نظر باید قدم کردن ز سر
افسوس باشد بیثمر انگشت خائی تا بکی
«طالب» گر از راه و روش طی کرد رسمی در گذر
اعراض را نقصان ادب بر روشنائی تا بکی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.