سخت دیر آئی و زود از چشم گریانم روی
آنقدر آرام نپذیری که باجانم روی
بیخودم زآنسانکه ار بویت نیابم آگهی
گر بیبائی مست و چون گل برگریبانم روی
بسکه حیرانم نگردم آگه از بویت اگر
چون نسیم آئی ودرچاک گریبانم روی
از نظر یکدم نئی غایب مرا اینست حال
وای برجانم اگر از چشم حیرانم روی
گفتم ای قربان چشمت سوی من گاهی نگاه
گفت سر تا پا نگا هم من بقربانم روی
هر سر مو بر تنت گردد پریشان همچو زلف
گر دمی در فکر احوال پریشانم روی
ای مسیحا درد عاشق را دوا مرگست مرگ
سر بزانو تا بکی در فکر درمانم روی
بعد مردن هم فراموشی گمانم از تو نیست
آن نئی آن غم که از خاطر به نسیانم روی
زیب اورا دم نیامیزد نوای مام عشق
به که بیخود از زبان سبحه گردانم روی
بس گهرهای حقیقت آوری «طالب» بدست
گر چو غواصان فرو در بحر دیوانم روی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.