ماثیم و دلی تنگ تر از دیدهٔ موری
جانی که بلب نیست از اومنزل دوری
چون مجمرا فسرده بود سینهٔ بیعشق
نی بیم بخاری و نی امید بخوری
چشمم ز تماشای توشد چشمهٔ خورشید
اینک بدل هر مژه فوارهٔ نوری
حاشا که بخاریدن سرسست کند پای
آن را که چه عشق توبود شغل ضروری
از گرمی می دود برآرد اگر احباب
بر آتش آن چهره فشانند بخوری
پیچیده بیا خون دلم دامن مژگان
چون راهروی آمده از منزل دوری
«طالب» تو بدین شید، نئی لایق زنار
رو فکر ردائی کن و تسبیح بلوری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.