گلریز فتنه ساز دل از خوی سرکشی
در عطسهٔ شرارفکن مغز آتشی
میرقصدت ببازوی مژگان کمان ناز
دستی بطالع دل ما سوی ترکشی
ازمن گذشته این چمن دهر تا مرا
جز طرهٔ نسیم نیابی مشوشی
رشک درون فکاری گل داغ داردم
ورنی بآب و رنگ ندارم کشاکشی
بردیکجوش کام تو مهمانم ای امید
سیرم اگر نمیکنی آخر نمک چشی
کلک مراعنان بکف من ده ای سپهر
دیگر نه ابلقی زتو خواهم نه ابرشی
«طالب» شکنجه میکشدت دفع در خمار
عشقت نصیب روح کند راح بیغشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.