بتن جز خرقهٔ ناموسیم نیست
مذاق حلهٔ طاوسیم نیست
جبین عرش میبوسم بصد ناز
دماغ فرش مسند بوسیم نیست
گزیدم میوهٔ صد کام آن ذوق
چو لب خائیدن افسوسیم نیست
نهادم داغ بر سر تا نگوئی
کیانی افسر کاوسیم نیست
چشیدم شهد مطرب با لب نوش
بذوق نغمهٔ ناقوسیم نیست
محبت چهرهٔ داغی برافروخت
که شمعی در دل فانوسیم نیست
امیدم خسته دارد ورنه در بخت
ستان افتادن پابوسیم نیست
چه ذوق ازعرش دارد فرشطورم
سر منصور و پای موسیم نیست
من و آزادگی چون طبع «طالب»
چو دل در طرهٔ محبوسیم نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.