گنجور

 
طالب آملی

ای صبا دزدیدهٔ آن بوبده

بوی گل بستان و بوی او بده

می‌کشم جام دوئی بر یاد دوست

آسمان فتوی بخونم گو بده

سخت بی‌روئیم آن لب را که گفت

وز سئوال بوسه مارا رو بده

آسمان برکف نهد جرم هلال

کین بگیر آن گوشهٔ ابرو بده

«طالب» از دل صد خطر داری که گفت

دشمنی را جای در پهلو بده

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی