در حسن گر زیاده ز خورشید کم نهٔ
آفاق برهمن ز تو گشت و صنم نهٔ
بر لوح چهره صدر قم عنبرین تراست
با انکه آشنا بزبان قلم نهٔ
بیباک زیستن بجهان ننگ عاشقیست
ای دل بخود بناز که صید حرم نهٔ
عیبی نمیرسد بوفا شکر کن که تو
در جرکهٔ بتان بوفا متهم نهٔ
عاشق بدور هجر ندارد سر حیات
بیاو مناز عمر که پر مفتنم نهٔ
ای دل ملول بهر چه از شکست خویش
آخر سفال میکدهٔ جام جم نهٔ
ای مرد عشق در غم آب و علف مباش
اهل دلی تو شکر که اهل شکم نهٔ
حسن تو برق خرمن ماه و کواکب است
گر نیستی زیاده ز خورشید کم نهٔ
«طالب» حدیث بیدرمی برزبان میار
تا داغ بر دلست ترا، بی درم نهٔ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.