خوشدل شدم ز دوست به پیغام تازهٔ
گوئی که داد مرفلکم کام تازهٔ
از راه با نمی گسلد کاروان فیض
هر لحظه ملهمیم بالهام تازهٔ
موسی نهایم و بیهده هر لحظه دوست را
تصدیع میدهیم بابرام تازهٔ
آن بوالهوس کبوتر هر جائیم که هست
هر لحظه الفتم بلب بام تازهٔ
بهر طواف کعبهٔ کوی تو میکنم
در هر قدم تهیهٔ احرام تازهٔ
تاکی سپهر عاقل و فرزانه خواندم
کو عشق تا بلند کنم نام تازهٔ
ای محتسب بتازه که نزدیک میروند
مست شراب کهنه می آشام تازهٔ
از حرص می، پیاله بلب در فغان شدم
کین جام کهنه گشت، خوشا جام تازهٔ
«طالب» مکن مبالغه در پختگی که نیست
مانند . میوهٔ سخنت خام تازهٔ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.