گر گشائی رک زضعفم آب پاک آید از او
ور بوئی بینیم بوی هلاک آید از او
گر بداری گوش نزدیک دل دیوانهام
همچو جیب ماتمی آواز چاک آید از او
بسکه چون . فرق . عزیزان خاکسار افتادهام
گر بیوئی آتشم را، بوی خاک آید از او
«طالب» آن رند قدح نوشم که بهر امتحان
گر رگ جانم گشائی خون تاک آید از او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.