شکفتگی نکند نو بر انجمن بیتو
چراغ گل ندهد نور در چمن بیتو
مرا خسک بگریبان گلست با تو ولی
چو مار میگزدم تار پیرهن بیتو
از آن ببال سفر میبرم چو مرغ نسیم
که غربتست بچشم دلم وطن بیتو
چو زلف سنبل و جعد سمن دلی دارم
ز دستبرد حوادث شکن شکن بیتو
چه نشاء تو ندانم در این سرای وجود
که تن بجان نبود رام و جان بتن بیتو
پیاله بی میوگل بیشمیم ودل بیعشق
جنان زخویش نباشد خجل که من بیتو
چگو نه لب گهر افشان کنم که چون «طالب»
زبان نمی کندم رغبت سخن بیتو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.