بزم عیش است و دروشکوه انجم کفرست
آشنا کردن لب جز به تبسم کفرست
مو بمو قفل زبان باش که در مذهب عشق
بابتان جز بلب رمز تکلم کفرست
تا ستم هست مکن جوزو ستم با عاشق
که برین مشت بد آموز ترحم کفرست
آب در چشمهٔ خورشید نماند ای عیسی
خون بدست آر که باخاک تیمم کفرست
لب خاموشی عاشق چو شود زمزمه جوش
بلبل ناطقه را یاد ترنم کفرست
همه اطفال جنون منتظر الهامند
پیش این طایفه تعلیم و تعلم کفرست
نشتر موغظه را کند زبان کن «طالب»
بیش ازین کاوش زخم دل مردم کفرست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.