بچشم تر افتاد کار گریبان
عجب گلشنی شد دچار گریبان
ز بس کز جگر کرد کسب حرارت
رگ شعله شد تار تار گریبان
نجوشد ز دل قطرهٔ خون گرمی
که چون گل نیاید بکار گریبان
عجب کز جنون بشکند قلعهٔ دل
که شد رخنهها در حصار گریبان
بگل غوطه زد جیبم از اشک حسرت
خزان جگر شد بهار گریبان
جگر شد ز پهلوی دل چاک چاکم
چو دامن ز قرب جوار گریبان
زخون دامنی گلفشان ساز «طالب»
چه نازی بنقش و نگار گریبان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.