جلوهٔ دیدم و از دیدن آن مست شدم
چون تن از پای فتادم چو دل از دست شدم
گفتم از سعی شوم در نظر عشق بلند
بخت را هم زده چون ناله خود پست شدم
افسر عقل جنون جست و زفرقم بربود
تا بزنجیر سر زلف تو پابست شدم
تیر کز شست بشد باز نگردد به کمان
در زه دل منم آن تیر که از شست شدم
تامی از ساغر توحید کشیدم «طالب»
تیغ بر فرق دو رنگی زده یکدست شدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.