شوم چون خاک ره پامال و پاپوینده نستیزم
بصدسنگ ستم گرد از کلوخی بر نینگیزم
کجا دارم دریغ از آشنایان نقد آمیزش
که با بیگانگان چون شیر باشکر در آمیزم
شب وصلست و خواب غفلتم بربوده از شادی
مگر بیدار سازد ناله مرغ سحر خیزم
ز بس شوق حمایلهای اشکم رقص برگیرد
گر این آویزهها در گردن ناهید آویزم
بهارم طعنهها بر ابر نیسان میزند «طالب»
از آن ناموس دریا میبرد چشم گهر ریزم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.