شرم دارم کز دل بی آب ورو یاد آورم
او که باشد یا چرا باید کز او یاد آورم
عشقبازیهای من با آن گل بی رنگ و بوست
عار میآید مرا کز رنگ و بو یاد آورم
منکه بی جام و سبو مستم چو مرغان بهار
ابلهی باشم که از جام و سبو یاد آورم
زخم عشقم بخیه نپذیرم ولی کز چشم یار
سوزن مژگان نماید از رفو یاد آورم
چون نیفتد آتشم در جان که هر جا در گذار
برخورم با شعلهئی زآن تند خو یاد آورم
منکه ره بردم بذوق گریدهئی بر هایهای
غافلی باشم که باز از های و هو یاد آورم
بسکه چون «طالب» قضاگردید در عشقم نماز
چون شود چشممتر از آب وضو یاد آورم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.