رخصت بچیدن گل عشرت نیافتم
صد بار دست بردم و رخصت نیافتم
صد ره شدم بغارت گلشن دلیر و باز
رخصت ز باغبان مروت نیافتم
هرکس ببا غ دهر گلی یافت چیدنی
من چیدنیتر از گل حسرت نیافتم
ای بوالهوس مگو که لذیذ است شهد عشق
من بارها چشیدم و لذت نیافتم
ای آبروی لاله و گل تا شدی ز باغ
در سبزه بیتو فیض طراوت نیافتم
نرد مراد روز دوئی با حریف بخت
می باختم دریغ که فرصت نیافتم
آن گل که بوی منت ازاو نشنودمشام
الا در آستین قناعت نیافتم
«طالب» ز هجر آن رخ چون نار آبدار
در میوهٔ بهشت رطوبت نیافتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.