بکوشم که از عقل بیگانه افتم
مگر قابل عشق جانانه افتم
ز بس بر سرم کرد جا شور و غوغا
چو زنجیر در پای دیوانه افتم
ز کیفیت نرگس مست ساقی
چنانم که از یاد پیمانه افتم
نسیمم ولی آن تصرف ندارم
که منظور زلف تو چون شانه افتم
چها سر کنم شکوهٔ ناامیدی
شبی گر بامید همخانه افتم
چو دیدم در آن شیوهٔ جانسپاری
دویدم که در پای پروانه افتم
گرفتم که پروانهام بخت آن کو
که در پای معشوق مستانه افتم
ز همت نظر یافتم ورنه «طالب»
که میکرد باور که فرزانه افتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.