میزدم گل بر سر اکنون دست بر سر میزنم
میکشم بیرون دل و بر نوک خنجر میزنم
هرگزم یکمو ترقی حاصل پرواز نیست
گرچه دایم بال میافشانم و پر میزنم
هرگزم بوی گلی مشکین نمیسازد دماغ
گرچه از دود جگر پهلو بعنبر میزنم
یکنفس در هیچ دل پنهان نمیمانم چو راز
حرف عشقم بیحجاب از هر لبی سر میزنم
میفرستم نامه و از رشک قاصد هرزمان
میشوم برقی و بر بال کبوتر میزنم
بزم را ریزم گهر سازم معطر زآنکه من
لب چو مخزن میگشایم دم چو مجمر میزنم
حرف عشقست این بیک گفتن نمیگردم خموش
سرخوشم این نغمه را «طالب» مکرر میزنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.