دو پلک دیده بهم تا بصبحدم ننهم
بلی تر است کتابم از آن بهم ننهم
رسیده بر ورق چهره مشق گریه مرا
بغیر صفحهٔ کاهی از آن قلم ننهم
همین سری که برآوردهام ز طوق وجود
بریده باد اگر در ره عدم ننهم
چه شد که منزل شادیست جنت ای رضوان
بجان دوست که بیغم در او قدم ننهم
مرا بمشق جنون گرم عشق دارد عشق
اگر نه عشق بود دست بر قلم ننهم
مدام غمزهٔ او میخورد قسم «طالب»
که تیغ جز بصف آهوی حرم ننهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.