چون لعل غنچه را دل خونین عوض دهم
ظلمست کآن ستانم از او وین عوض دهم
نامم نسیم نیست که هر صبح از ابلهی
بوی تو گیرم و بریاحین عوض دهم
کفری بوعده کاش دهد چین زلف یار
تا من بنقدهم دل و هم دین عوض دهم
آهوی تبتم که مرا گر دهد بهار
مشتی گیاه نافهٔ مشکین عوض دهم
با من سپهر گر در سودا زند بمهر
زلف تو گیرم و ختن و چین عوض دهم
دشنام خلق را ندهم جز دعا جواب
ابرم که تلخ گیرم و شیرین عوض دهم
«طالب» سپهر گردم آبی دهد بمن
چندین هزار نکتهٔ رنگین عوض دهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.