مرغ دلم آشیانه را نشناسم
تا بودم دام دانه را نشناسم
از عدم امروز میترسم عجبی نیست
گر بد و نیک زمانه را نشناسم
توسن شوقم تمام نشئهٔ شوخی
چاشنی تازیانه را نشناسم
زلف نیم آشنائیم بصبا نیست
موی میانم که شانه را نشناسم
وعدهٔ من با وفا عنان بعنانست
صدق پرستم بهانه را نشناسم
شیفتهٔ عشقم از جهان خبرم نیست
گردش این کارخانه را نشناسم
جلوه سوی مقصدم بطالع و بخت است
تیر شهابم نشانه را نشناسم
درج پریشانیم بمهر خموشی است
آتش صبرم زمانه را نشناسم
عقدهٔ تمکین برابروی طلبم نیست
خواهش مستغنیانه را نشناسم
طی شده «طالب» صفت بیک روشم عمر
پست و بلند زمانه را نشناسم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.