میدان درد و خلوت رازست سینهام
فانوس شمع سوز و گدازست سینهام
رنگ تذرو بر پر زاغ دلم مبین
کز داغ رشک سینهٔ بازست سینهام
مضراب دل شکسته مرا ورنه درفراق
ابریشمست ناله و سازست سینهام
خرسندیم ز غم گل آنست کز ازل
هاتم نواز و عیش گدازست سینهام
در کوی عافیت همه نازست دل ولیک
در بزم درد جمله نیازست سینهام
هم توسنت مباد خطائی زند متاز
کز ضعف پر نشیب و فرازست سینهام
تا دل بپای نرگس مستی فکندهام
جولانگه کرشمه و نازست سینهام
«طالب» بگرد سینهام این طوف غم زچیست
آخر نه کعبه و نه حجازست سینهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.