کس نیامد برما شاد که ناشاد نرفت
خوشدلیهای جهانش همه از یاد نرفت
بگیاهی نوزیدیم که بیشعله نسوخت
بر غباری نگذشتیم که بر باد نرفت
آنچه بر سینهٔ ما رفت ز نیش مژهٔ
برسر کوهکن از تیشهٔ فرهاد نرفت
و آنچه بردل ز نسیم سر زلف تو گذشت
از صبا برشکن طرهٔ شمشاد نرفت
طرح خورشید رخت تازه برلوح وجود
چهره پرداز جهان برسر ایجاد نرفت
غم نیامد برما بی مدد دور سپهر
طفل بی سعی پدر جانب استاد نرفت
شورشیرین نشد از خاطر پرویز و هنوز
رنگ خون از رخ این اشک جگرزاد نرفت
کس نیامد بجهان کز غم ابنای زمان
کف زنان رقص کنان تا عدم آباد نرفت
سوخت در ظلمت شب «طالب» و زغیرت خویش
بر در صبح بدریوزهٔ امداد نرفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.