انتعاشی را ملال از پی دو بالا میکشم
دشنه بر دل میخورم تا خاری از پا میکشم
صاف می در جام بیدردان بزم عیش ریز
منکه زهر آشام دردم درد مینا میکشم
بسکه در جذب نسیمی گشتهام نازکمشام
نکهت گلهای باغ از خار صحرا میکشم
تا ز چشمی شد گشاد شست بر نخجیر عام
خونچکان تیر از دل آهوی دیبا میکشم
تاری از عاشق تهی ز آمیزش معشوق نیست
عشوههای یوسف است این کز زلیخا میکشم
بازگشت زندگی در عشق درک دیگر است
من که میمیرم چرا ناز مسیحا میکشم
«طالب» اینک مینگارم بر ازل داغ ابد
دامن امروز را ناچار فردا میکشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.