ما بلبلان لب از طلب کام بستهایم
چشم هوس ز گلشن ایام بستهایم
هر عقدهئی که در شکن دام زلف ماست
پیوند الفتی است که با دام بستهایم
سیماب محو چاشنی اضطراب ماست
برخود بهرزه تهمت وآرام بستهایم
خوش کعبهایست کوی توکز لذتطواف
ما رهروان بهرقدم احرام بستهایم
باصد هزار درد نهانی بروی خلق
چون صبحدمگشاده نهچونشام بستهایم
«طالب» بحرف یاوه میالا زبان که ما
قفل خمار بردهن جام بستهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.