گنجور

 
طالب آملی

سخت بی‌ذوقست مسکین هرکه یاری نیستش

گوش امیدی و چشم انتظاری نیستش

بی‌پشیمانیست شغل عشق درکش کین شراب

با وجود جمله کیفیت خماری نیستش

نیست جرمی بر دلم گر می‌دود دنبال دوست

مرغ بسمل در دویدن اختیاری نیستش

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی