رخت بهشت برین است و حسن رضوانش
کرشمهای خط و خال حور و غلمانش
لبت ز شیرهٔ جان شربتیست نوشگوار
که مشک دانهٔ خالست تخم ریحانش
دهان تنگ تو سرچشمهایست خضرفریب
که فارغ از ظلماتست آب حیوانش
بود حوالهٔ چشم خوشش در این گلزار
سیاهی مژه ابرو کرشمه بارانش
مقیم کشور اسلام بود «طالب» و زود
فکند فتنهٔ زلفت بکافرستانش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.