ز شرم چون بزبان بشکفد گل رازش
عرق روان شود از طرف جبههٔ نازش
بصید چون رود از ناز چشم آن دارد
که کبک سینه فشارد بچنگل بازش
فغان که در چمن عشق عندلیبی نیست
که یک دو سینه خراشی بود در آوازش
زصید عیش خجل باش کین همان مرغیست
که بخت اهل دل از دام داده پروازش
بطرف میکده چون نغمه زند «طالب»
چمن خجل شود از بلبل نوا سازش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.