با تو بنشستم و می نوش نکردم افسوس
و زلبت زمزمهٔ گوش نکردم افسوس
نشدم محرم بزم تو و از شادی وصل
غم ایام فراموش نکردم افسوس
یک شبت مست چو طاوس بیر نگرفتم
و زتو آرایش آغوش نکردم افسوس
دوش مرغ طربم بال فشان بود امشب
نوبر خوشدلی دوش نکردم افسوس
دل که از بیخودی شوق بهوش آمده بود
بازش از بوی تو بیهوش نکردم افسوس
نشدم پردهٔ آوازهٔ عشق تو دریغ
شمع این زمزمه خاموش نکردم افسوس
به تنک حوصلگی شهره شدم چون «طالب»
شعلهٔ مهر تو خس پوش نکردم افسوس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.