گنجور

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱

 

در بزم حکیمان ز می شورانگیز

نی‌تاب نشستن است و نی پای گریز

از بهر من تنگ سراب ای ساقی

مینا به سر پیاله کج‌دار و مریز

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

آن طبع که چون آینهٔ پاکست زغش

از بس که به فعل بوالعجب دارد خوش

آب آمده از طبیعت خویش برون

در تحت بفوق می‌رود چون آتش

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳

 

سلاخ که ساختی به پردانی خویش

کار همه جز عاشق زندانی خویش

می‌میرم از انتظار کی خواهی کرد

سلاخی گوسفند قربانی خویش

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴

 

آن ماه که در خوبی او نیست خلاف

ور مهر منیر خوانمش نیست گزاف

در خلوت خواب او فلک دانی چیست

چادر شب زرنگار بالای لحاف

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵

 

ای جلوه‌ات از قامت چابک نازک

وی نخل قد تو را تحرک نازک

از بس که لطیفی قدمت‌تر نشود

گر به خرامی بر آب نازک نازک

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶

 

ای صید سگ شیر شکار تو پلنگ

وی چرخ شکاری تو با چرخ به چنگ

با آن که کند کلنگ بیخ همه چیز

شاهین تو کند از جهان بیخ کلنگ

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷

 

ای کوی تو قبله‌گاه ارباب قبول

بی‌سجدهٔ تو طاعت ما نا مقبول

محراب بلند کعبهٔ ابرویت

کز دور مرا به سجده دارد مشغول

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸

 

می‌کرد چو سکه حی صاحب تنزیل

نقدی که عیار بودش از اصل جلیل

سکه چو رسانید به تمییز قبول

فرق که و مه داد به شاه اسمعیل

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹

 

در تکیه‌گه واسع این بزم جلیل

اندر دم امتیاز با سعی جمیل

چون درک یکایک از شهان بیند دور

فوق همه باد درک شاه اسمعیل

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰

 

از ملک ملوک ما درین بیت جلیل

کاراسته صد بلا از آئین جمیل

هر گنج کز آبادی گیتی و دهور

گرد آمده بود وقف شاه اسمعیل

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱

 

این ساعی اگرچه باشد از حسن قلیل

بی‌دانائی و راه علم و تحصیل

در هر فنش دلا نه از اهل جهان

دانند به لاف مهر شاه اسمعیل

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲

 

آن راه که از حال سهیلی است جمیل

از میل درو به که نمایم تعجیل

کاشوب و نوای فرح نو در دل

افکنده طرب نامهٔ شاه اسمعیل

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳

 

المنة لله که از سعی جمیل

این منزل فیض‌بخش بی‌مثل و عدیل

شد ساخته همچو خانهٔ ابراهیم

از تمشیت غلام شاه اسمعیل

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴

 

اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم

در تک شکند تارک خورشید به سم

برگرد جهان چو شعلهٔ جواله

گر چرخ زند نگسلدش دم از دم

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵

 

بر پیکر آن سرور خورشید علم

کز عارضه‌ای گشته مزاجش درهم

چندان به دمم دعا که برباد رود

از آینهٔ وجود او گرد الم

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۶

 

ای نام تو در هر لغتی ذکر انام

وز تذکرهٔ نام تو شیرین لب و کام

بی‌نام تو شعله‌ها تباهند تباه

با نام تو کارها تمامند تمام

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷

 

ای درگه خاصت از شرف کعبه عام

وی چرخ به سدهٔ تو در سجده مدام

نام تو از آن زمانه محراب نهاد

تا خلق به سجدهٔ تو آیند تمام

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸

 

سقا پسرا خسته دل از دست توام

بیمارتر از چشم سیه مست توام

سر از قدم تو برندارم شب و روز

ماننده باد مهره پا بست توام

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹

 

این بستر خستگی که انداخته‌ام

بروی ز تب هجری تو بگداخته‌ام

ابروی تو لیک در نظر محرابیست

کز سجده آن به فرقتت ساخته‌ام

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰

 

دی از کرم داور دوران کردم

سودی و زیان نیز دو چندان کردم

طالع بنگر که بر در حاتم دهر

رفتم که کنم فایدهٔ نقصان کردم

محتشم کاشانی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵