گنجور

سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۳۱

 

از صومعه رختم به خرابات برآریدگرد از من و سجادهٔ طامات برآرید
تا خلوتیان سحر از خواب درآیندمستان صبوحی به مناجات برآرید
آنان که ریاضت کش و سجاده نشینندگو همچو ملک سر به سماوات برآرید
در باغ امل شاخ عبادت بنشانیدوز بحر عمل در مکافات برآرید
رو ملک دو عالم به می یکشبه بفروشگو زهد چهل ساله به هیهات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۱

 

ما را به سرِ کویِ خرابات برآرید
این کارِ مهم تر ز مهمّات بر آرید
گو مدّعیان از سرِ تشنیع و شماتت
شوری ز میان خانۀ طامات بر آرید
این پیرِ ملامت زده را سلسله در حلق
خلقی ز پی اش گردِ محلّات بر آرید
و آن گه به سرِ دارانا الحق چو حسینش
بر موجبِ محضر به سجلّات بر آرید
امروز ملامت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری