گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳

 

امشب که فتاده‌ای به چنگال رهیبسیار طپی ولیک دشوار رهی
والله نرهی ز بنده‌ای سرو سهیتا سینه به این دل خرابم ننهی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰

 

چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهییا حیله کنی ز حیلهٔ ما بجهی
یا بازخری تو خویش و مالی بدهیآن به که دگر سر نکشی سر بنهی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۰

 

دستار نهاده‌ای به مطرب ندهیدستار بده تا ز تکبر برهی
خود را برهان از اینکه دستار نهیدستار بده عوض ستان تاج شهی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۶

 

گر دولت و بخت باشد و روزبهی
در پای تو سر ببازم ای سرو سهی
سهلست که من در قدمت خاک شوم
ترسم که تو پای بر سر من ننهی


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۶

 

تا دل به غرور نفس شیطان ندهی
کز شاخ بدی کس نخورد بار بهی
الا که ذخیرهٔ قیامت بنهی
ور نه نشود اسه پر از دیگ تهی


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد » شمارهٔ ۱۹

 

چو مهرهٔ مِهر بازی ای سرو سهی

چون از گهر حقیقتی حقه تهی

هرگه که همی حقی به دست تو بود

زنهار چنان کن که ز دستش ندهی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق » شمارهٔ ۴

 

دوش آمد و گفت: چندم آواز دهی

من دور نیم تو دوری آغاز نهی

دیوار حجاب است چو برخاست ز پیش

این خانه و آن یکی شود باز رهی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق » شمارهٔ ۱۱

 

ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی

با قد چو سرو و با رخ همچو مهی

مه چهره و سرو قد بسی هست ولیک

تابندهتر است ماه بر سروِ سهی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد » شمارهٔ ۵۷

 

تا تو به بلای عشق تن در ندهی

هرگز نرسی به وصل آن سروسهی

میسوز چو شمع و صبر میکن در سوز

آخر چو بسوزی برهی یانرهی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۴

 

ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی
خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی
تو مردم دیده ای نه آویزه گوش
از گوش به دیده آکه در دیده بهی


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۱

 

آمد بر من قاصد آن سرو سهی
آورد بهی تا نبود دست تهی
من هم رخ خود بدان بهی مالیدم
یعنی ز مرض نهاده‌ام رو به بهی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۲

 

تا تو هوس خدای از سر ننهی
در هر دو جهان نباشدت روی بهی
ور زانکه به بندگی فرود آری سر
ز اندیشهٔ این و آن بکلی برهی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۵۰

 

با آنکه بکس دست بپیمان ندهی
زنجیر کنی از زور بر دست نهی
بربست بیکبارگی ای سرو سهی
زر دست ترا، چو بی زری دست رهی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۵۱

 

دل در سر زلف تونه زان بست رهی
کورا دو هزار بند بر بند نهی
گاهیش بزیر کلهی بنشانی
گاهیش بدست شانه یی با ز دهی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۹۸

 

رخساره نازنینت ای سرو سهی
هم نام سعادت است و هم روز بهی
پهلو که کند ازو چو زلف تو بهی؟
کورا نه چو خال تو بود روسیهی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۴۵

 

با حرص و هوا، کی بود روزبهی؟
محفوظ نگردی، از هوا تا نرهی
از نفس بد ایمنی به ترک هوس است
خود را نزند موش به انبان تهی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۴۶

 

هرچند که دارد آسمان مهر و مهی
از جای درآردش ز چشمت نگهی
در بحر، ز هر قطره تنک ظرف ترست
با آن که حباب را چو دریاست تهی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۲۶۱

 

مهری به لب خود زن اگر مرد مهی
گر نیکی، اگر بدی، که خاموش بِهی
خاموش حزین که از کلید سخنت
جز قفل دهان، نمی گشاید گرهی


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی