گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰۸

 

چون تاج منی ز فرق خود افکندیماینک کمر خدمت تو بربندیم
بسیار گریستیم و هجران خندیدوقت است که او بگرید و ما خندیم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱۲

 

ما رخت وجود بر عدم بربندیمبر هستی نیست مزور خندیم
بازی بازی طنابها بگسستیمتا خیمهٔ صبر از فلک برکندیم


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۵۱

 

هر گاه که کار وصل در هم بندیم
گردون همه آن کند که ما نپسندیم
داند که چو ما بیکدگر پیوندیم
شادان بنشینیم و برو می خندیم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل