گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)» و حروف قافیهٔ «ردن»

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۸

 

این بنده مراعات نداند کردن

زیرا که به گل رفته فرو تا گردن

این مستی ما چو مستی مستان نیست

پیداست حد مستی افیون خوردن


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱۱

 

من بیرخ تو باده ندانم خوردن

بی‌دست تو من مهره ندانم بردن

از دور مرا رقص همی فرمائی

بی‌پردهٔ تو رقص ندانم کردن


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱۹

 

هر روز خوش است منزلی بسپردن

چون آب روان و فارغ از افسردن

دی رفت و حدیث دی چو دی هم بگذشت

امروز حدیث تازه باید کردن


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۷

 

آزار ترا گرچه نهادم گردن

غم خورد مرا غمم نخواهی خوردن

از محتشمی نیست مرا آزردن

تو محتشمی مرا چه باید کردن


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۶

 

ای دل چو نمی‌نهد سپهرت گردن

نتوان به خروش و زور بخت آوردن

بر من چه بود جز که به کف خون خوردن

دیگر چه کنم دلا چه دانم کردن


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق » شمارهٔ ۵۷

 

ای خاصیتِ لعل تو جان پروردن

تا کی ز سر زلف تو غارت کردن

چون من دو هزار عاشق بی سر و بن

هر دم سر زلفت فکند در گردن


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۷۳

 

شمع آمد و گفت: کار باید کرد

تادر آتش بر بفرازم گردن

صد بار اگر سرم ببرند از تن

من میخندم روی ندارد مردن


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

نبکست بکس بخویش نیکی کردن

آزار کسست خویشتن آزردن

القصه بخویش میکنی آنچه کنی

نیکی و بدی بکس نشاید کردن


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲

 

تا با شدم این جان گرامی در تن،

خواهم به غم عشق تو جان پروردن

چون زلف تو تا سرم بود بر گردن

شور تو ز سر بدر نخواهم کردن


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۷۱

 

تا پند بود دل به ریا پروردن

درباده نهم سر پس از این تا گردن

تا تو برهی ز غیبت من کردن

من باز رهم ز باده پنهان خوردن


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » رباعیات » شمارهٔ ۷۲

 

ای عادت تو به باده جان پروردن

می خور که ملامتت نخواهم کردن

می چون به لبت رسد ز شرم آب شود

پس باده تو را حلال باشد خوردن


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی