گنجور

عطار » مختارنامه » باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق » شمارهٔ ۲۳

 

دیرست که سودای تو در سر دارم

وز عشق دلی خون شده در بر دارم

در راه تو یک مذهب و یک شیوه نیم

هر لحظه، به نو، مذهب دیگر دارم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۶۸

 

شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارم

هر لحظه به نو سوزش دیگر دارم

تا چند به هر جمع من بی سر و پای

در پای افتم از آنچه در سر دارم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۲

 

آخر ز تو چون روی به خون تر دارمدر عشق ز هیچ روی باور دارم
بردار ز روی پرده ورنه پس از اینمن پرده ز روی راز دل بردارم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۳

 

از غم صدف دو دیده پر در دارموز حادثه پوستین به گازر دارم
دردا که تهی دامنم از زر درستوز دست شکسته آستین پر دارم


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۸

 

گرچه دل و سینه‌ کان گوهر دارم
رخساره زرنج هر دو چون زر دارم
کان بستهٔ زلف ماه دلبر دارم
وین خستهٔ تیر شاه سنجر دارم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۹۷

 

چشمی ز خیال تو پر اختر دارم
دتی ز غم هجر تو بر سر دارم
خوش گشت دلم تا که خیال تودروست
زانش همه ساله تنگ در بردارم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل