گنجور

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۷

 

شوخی که به دیده بود دایم جایش
رفت از نظرم سر و قد رعنایش
گشت از پی او قطره ز نان مردم چشم
چندان که زاشک آبله شد بر پایش


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۵۱۹

 

آن سرو که نیست در جهان همتایش
از قامت اوست باغ را آرایش
در راستی ارچه کس ندارد پایش
هم زیر آمد ز قدّ تو بالایش


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۴۰

 

گردون که ز هم نمی‌فتد اجزایش
کو سیل عدم که بر کند از جایش؟
هرگاه که لقمه‌ای گره شد به گلو
ناچار خورند آب بر بالایش


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی